اینم سیسمونی شما گلممممممممممممممممممم.....
نورای قشنگم وارد 35 هفتگی شدی....
سلام مامان جونی.....یکی از دوستای مامان تو کلوپ نینیشو به دنیا اورده خیلی نازه اسمش هم گذاشتن ادرین......چند روز پیش مامانی انقباض داشتم رفتیم با بابا بهزادو خاله افسون بیمارستان که نوار قلبت هیچی رو نشون نداد....تا ساعت 3 بودیم اونجا....ولی بعد دو روز هنوز انقباض دارم با درد مثل دل پیچه میره و میاد.....نورا جونم خواهش میکنم عجله نکن برای اومدن....نمیخوام اذیت بشی...سر وقت بیا تا با هم بیایم خونه....فقط سه هفته دیگه تحمل کنیم تمومه مامانی قوربونت بره... ...
نویسنده :
sahar
22:19
دختر گلم 34 هفته شدی.....
دختر کوچولوی من دیگه اگه خدا بخواد به اخرش داریم میرسیم....اتاقتم که کامل شده دوشکتو اوردن ازش برات عکس میزارم.....مامانی خیلی دوست دارم بدونم اون تو چیکار میکنی.....باهات که حرف میزنیم فورا واکنش نشون میدی....زبل خانوم همش قوز میکنی از یه طرف شکمم میای بالا....دلم برای این تکونا تنگ میشه....خیلی خوشحالم که شمارو دارم....دوست دارم عزیز دلم.... ...
نویسنده :
sahar
22:06
نورای من وارد 33 هفتگی شدی....
وای هورا....داریم هر روز به دیدنت نزدیک تر میشیم...5 هفته دیگه مونده نورا...همش قوز میکنی قلمبه میای بالا دل مامانی یکم درد میگیره...خیلی سخته خوابیدن تازه شبها هم بابا بهزاد از ناله های من نمیتونه بخوابه...ولی خوشحالم دیگه داریم هر روز نزدیک تر میشیم دوست داشتنی کوچولو...اتاق خوشکلتو چیدم...خیلی رویایی شد منتظر دوشکتو بیارن بعد ازش برات عکس میزارم...هم خودتو هم اتاقتو هم زندگیمو با تو و بابای مهربونت دوست دارم....بوسسسسس ...
نویسنده :
sahar
0:39
دختر قشنگم وارد 32 هفتگی شدی....
وای دختر گلم نور چشمام خیلی خوشحالم داریم وارد 9 ماهگی میشیم....کاشکی زمان دیگه تموم شه زود ببینمت عروسک من....فقط باهات بازی کنم و نوازشت کنم عشق من...دیگه قشنگ تو شکم مامانی قل میخوری عین توپ قل قلی...خیلی دوست دارم برم سونو ببینمت....روزارو به دعای برای سلامتیت و عمر طولانیت میگذره...دیگه خوابیدن برام سخت شده و کمرم خیلی درد میکنه قلمبه خانوم....دوست دارم... ...
نویسنده :
sahar
0:16
نورای قشنگم....31 هفته شدی....
مامانی رفتیم سونو 7 روز بزرگتر از سنت هستی خیلی باحال بود...صورتتو دیدم لبات عین بابا بهزادت بود....1750 گرم وزنت بود...خیلی خوشحالم که شما وزنت متعادله و منو هی خوشحال تر میکنی قربون ضربان قلبت برم...خیلی روز خوبی بود...،
نویسنده :
sahar
11:21
عزیز دلم 30 هفتگیت مبارک باشه....
وای خدا جونم 7 ماهگی تموم شد...نورا جونم 8 ماهه شدی قوربونت برم....خیلی خوشحالم که 8 هفته دیگه همو میبینیم....دیگه اخراشه....دوست دارم دختر خوجل من....امتحانای مامان تموم شده...دیگه فقط میخوام استراحت کنم که شما راحت باشی...مامان خیلی کمرش درد میکنه....الان به خاطر حاملگیم 89 کیلو شدم وای داره مامان میترکه....خخخخ..از خوشحالیه.... ...
نویسنده :
sahar
11:10
نور دیده ام 29 هفتگیت مبارک....
دختر قشنگم وارد 29 هفتگی شدی وای روزا و شبا داره میگذره و ما هر روز به هم نزدیک تر میشیم..،،کاشکی زمان به یک چشم به هم زدن تموم شه و ما همو زود ببینیم....مامان هنوز امتحان داره و مشغوله...خرید های شما هم تموم شده....هر روز منو بابا بهزاد باهات حرف میزنم...اخه ما دوتا سه نفر شدیم و از خدا میخواییم خدا تورو به ما ببخشه....
نویسنده :
sahar
10:59








